تبليغاتX
مشق روان

مشق روان

اینجا دفتر مشقی است از برداشتهای شخصی ام، بی ادعای صحت کامل که شاید خط خطی هم بشود

 

وقتی ما یک حس و یا عقیده و اصلا هر چیزی را انکار می کنیم ، آن را از حوزه آگاهی بیرون آورده و به ناخودآگاه می فرستیم. جایی که آگاهی و یا ایگو به آن دسترسی ندارند و هر روز(یا هرشب چون در بخش سایه همه جا تاریک است) به قطر این سایه افزوده و کم کم غول می شود. در این هنگام اگر اتفاقی برای ایگو(آگاهی انسان) بیفتد و بیمار و یا متزلزل و مست گردد، شَدو فرصت بروز می یابد و می تواند بسیار مخرب باشد.

به نظر من این اتفاق در افراد سنتی و حتی مذهبی که همه اعمال ناپسند را گناه می دانند، بیشتر اتفاق می افتد اگر نگاه منصف و عاقلانه ای به ماجرا نداشته باشند.

مثلا فردی که شهوت را حسی زشت و بی شرمانه می داند و آن را می فرستد به بخش سایه ای ناخودآگاه، به مجرد عصبانیت و یا افسردگی، این حس به او غلبه می کند و ترس ما وقتی می تواند بیشتر شود که شخص زمین و زمان (دانشگاه) و محرم و نامحرم را دیگر نشناسد و  وحشیانه عمل کند!

بنابراین راه حل اساسی داشتن ایگویی مشاهده گر و پذیراست که همه صفات و افکار و هر  گونه هیجان و اشتیاقی را ببیند و بپذیرد و در عین حال بتواند آنها را کنترل و مدیریت کند که اگر ایگو برای خودش دشمن شدویی درست نکرده باشد دیگر از مستی و ناهوشیاری و دیوانگی چه باک که سایه هایش هوار شوند روی سرش و دودمان خود و اطرافیانش را به باد دهند؟

 امیر در این بخش روانشناسی گردون نیز به توضیح سایه با نگاه دقیقی پرداخته است.

برخی پرسش و پاسخ ها در این زمینه:

یکشنبه 16 تیر1387 ساعت: 10:7 توسط:عرفان

پس نقش سوپر ایگو این وسط چی میشه؟

یکشنبه 16 تیر1387 ساعت: 15:33 توسط:امیر

با اجازه عاطفه:عرفان جان یونگ سوپر ایگوی فروید رو به دوقسمت ناخوداگاه شخصی و جمعی تقسیم کرد.این سایه های سرکوب شده که عاطفه ازشون نوشته و عقده ها پی اولیشون توی ناخوداگاه جمعیه و طبقه آخرشون توی ناخوداگاه شخصی...

برای عاطفه:زدی توی خال مثل همیشه.یونگ توی کتاب روانشناسی و دین دقیقن همین مساله رو باز کرده که سماجت در پاکدامنی و تقوا چقدر میتونه ویرانگر باشه

 وب سایت

16 تیر1387 ساعت: 13:56 توسط:رضا قاری زاده

یونگ زبان چندان پیچیده ای ندارد اما باز هم گویا این کوتاه نوشته هایت مثل حلال مسائل است عاطفه جان ... لذت می برم و می آموزم
یا حق

چهارشنبه 19 تیر1387 ساعت: 23:44 توسط:عرفان

ظاهرا فروید رو با یونگ قاطی کردم اینجا.. هرچند نظریات یونگ غالبا مبسوط تر و مترقی تر از نظریات فرویدند اما در اینجا هم مثل خیلی جاهای دیگه در نقد روانشناسانه ی ادبی ظاهرا تعمیم نظریه سوپر ایگو فروید خیلی جمع و جور تر و عملی تره... با هر حال مرسی از تو و از امیر که این کالکتیو آن-کتنشس و پرسنال آن-کانشس رو یادآوری کردید... در ضمن این آهنگ وبلاگت خیلی آرامش بخشه.. بارها بهش گوش دادم.. 


خودم:

نه عرفان عزیز به نظر من  درست است که کلی نگری فهم اولیه را آسان می کند اما در مشکلات و بیماریهای روانی، تمایز 2 بخش ناخودآگاه جمعی و شخصی بسیار کمک کننده است و حتی فهم و بررسی این دو بسیار شیرین!

 وب سایت

مجید:

سلام عاطفه جان، مطالب جالبی در وب لاگت می گذاری. اما امیر با نظری که در باره سوپرایگو داده تن فروید و یونگ را در قبر لرزونده. فروید دو تقسیم بندی از روان یا سایکی داره. یکی شامل اید Id، ایگو Ego و سوپر ایگو Super Ego است و دیگری نیز شامل خود آگاه Conscious، نیمه خود آگاه Semi Conscious و نا خود آگاه Un Conscious است. این دو دسته بندی یکیش فرآیندی یا محتوایی است و دیگری ساختاری.
یونگ تقسیم بندی ساختاری فروید از ناخود آگاه را مجددا به دو دسته تقسیم کرد. یکی ناخود آگاه شخصیPersonal Unconscious و دیگری نا خود آگاه جمعی Collective Unconscious
سوپر ایگو معرف هنجارها، معیارها، باید ها و نباید هایی است که از طرف جامعه برفرد وارد می شود و بعضا برای صیانت از سایکی بصورت جراحت یا زخم به ناخود آگاه شخصی رانده می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 0:17  هرگونه برداشت و نقل مطالب این وبلاگ فقط با ذکر نام و منبع مجاز می باشد، توسط ع. برزین  |