تبليغاتX
مشق روان - تمامیت و کمال

مشق روان

اینجا دفتر مشقی است از برداشتهای شخصی من، بی ادعای صحت کامل که شاید خط خطی هم بشود

 

نور‌ ِ بدون سايه و تماميت بدون نقص وجود ندارد. زندگي براي آنكه خود را كامل كند طالب كمال نيست بلكه طالب تكميل شدن است كه در واقع  با رنج ناشي از عيب تكميل مي‌شود و بدون آن نه پيشرفتي حاصل مي‌شود و نه صعودي.

 

                                                                          كارل گوستاو يونگ

 

توضيح: سايكي يا روان انسان طالب كمال نيست بلكه به دنبال تماميت است و همين امر باعث ايجاد پروژكشن(فرافكني) مي‌شود. فرافكني هم يك نوع نياز است و در واقع نياز سايكي به تماميت. در حاليكه ايگو(تصويري كه هر فرد از خود دارد) به دنبال كمال است.

وظيفه ما به هنگام فرافكني منفي كه همانا ديدن نقاط ضعف در ديگران است، برگشت به خود و پيدا كردن آن نقاط در خود است. مثلا اگر دروغ گويي در فردي ما را آزرده كرد مي بايست به جاي قضاوت و متهم كردن فرد مقابل و زمين و زمان را به هم دوختن و كل انسانيت و شرافت آن فرد را زير سوال بردن، بگرديم و ببينيم آيا اين مسئله در شرايط يكساني كه آن فرد مرتكبش شده در ما نيز وجود دارد و يا اصلا چرا اينقدر اين حس را سركوب كرده ايم كه اينگونه آزارمان مي دهد؟ آيا دروغ هميشه بد است يا در جايي مي تواند جان يك و يا چندين انسان را نجات دهد؟ و يا در افشاي اسرار نظامي راستگويي چقدر مي تواند مضر باشد؟ اگر اينگونه فكر كنيم ديگر اعمال اشخاص را از افعال آنها جدا مي‌دانيم و براي يك اشتباه تمام حيثيت و دودمان افراد را به باد نمي‌دهيم.

مي‌گويند قاضي پرونده‌ي قاتل و متجاوزي به نام "بي جي " شب قبل از اعدام با او شام خورده است و صبح خودش او را به دار آويخته‌ و يا روانكاو او با آنهمه علم و دانش روانكاوي، او را قضاوت نكرده و گفته است بايد مراقب "بي جي" هاي آينده اي باشيم كه در بچگي مورد تجاوز قرار مي‌گيرند و در بزرگسالي اينگونه عمل مي كنند!

در واقع اين گروه به جهانيان مي فهمانند كه ريشه هاي رواني اعمال و جايگاه كهن الگويي افراد مهم هستند و نه خود افراد و وظيفه ما تنها اعدام چنين افرادي نيست بلكه ريشه يابي اينگونه اعمال است.

 

حال كه براي چنين افرادي نيز نمي توانيم به راحتي قضاوت كنيم، چگونه مي توانيم براي چند غيبت و تهمت و حسادت و گوش بري و چشم چراني و ...شرافت و حيثيت افراد را بكوبيم و زير سوال ببريم؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 0:8  هرگونه برداشت و نقل مطالب این وبلاگ فقط با ذکر نام و منبع مجاز می باشد، توسط عاطفه   |