وقتی ما یک حس و یا عقیده و اصلا هر چیزی را انکار می کنیم ، آن را از حوزه آگاهی بیرون آورده و به ناخودآگاه می فرستیم. جایی که آگاهی و یا ایگو به آن دسترسی ندارند و هر روز(یا هرشب چون در بخش سایه همه جا تاریک است) به قطر این سایه افزوده و کم کم غول می شود. در این هنگام اگر اتفاقی برای ایگو(آگاهی انسان) بیفتد و بیمار و یا متزلزل و مست گردد، شَدو فرصت بروز می یابد و می تواند بسیار مخرب باشد.
به نظر من این اتفاق در افراد سنتی و حتی مذهبی که همه اعمال ناپسند را گناه می دانند، بیشتر اتفاق می افتد اگر نگاه منصف و عاقلانه ای به ماجرا نداشته باشند.
مثلا فردی که شهوت را حسی زشت و بی شرمانه می داند و آن را می فرستد به بخش سایه ای ناخودآگاه، به مجرد عصبانیت و یا افسردگی، این حس به او غلبه می کند و ترس ما وقتی می تواند بیشتر شود که شخص زمین و زمان (دانشگاه) و محرم و نامحرم را دیگر نشناسد و وحشیانه عمل کند!
بنابراین راه حل اساسی داشتن ایگویی مشاهده گر و پذیراست که همه صفات و افکار و هر گونه هیجان و اشتیاقی را ببیند و بپذیرد و در عین حال بتواند آنها را کنترل و مدیریت کند که اگر ایگو برای خودش دشمن شدویی درست نکرده باشد دیگر از مستی و ناهوشیاری و دیوانگی چه باک که سایه هایش هوار شوند روی سرش و دودمان خود و اطرافیانش را به باد دهند؟
امیر در این بخش روانشناسی گردون نیز به توضیح سایه با نگاه دقیقی پرداخته است.
برخی پرسش و پاسخ ها در این زمینه:
| یکشنبه 16 تیر1387 ساعت: 10:7 | توسط:عرفان | |||||||||||||||||
|
پس نقش سوپر ایگو این وسط چی میشه؟
| ||||||||||||||||||
| 16 تیر1387 ساعت: 13:56 | توسط:رضا قاری زاده | |||||||||||||||||
|
یونگ زبان چندان پیچیده ای ندارد اما باز هم گویا این کوتاه نوشته هایت مثل حلال مسائل است عاطفه جان ... لذت می برم و می آموزم
مجید: سلام عاطفه جان، مطالب جالبی در وب لاگت می گذاری. اما امیر با نظری که در باره سوپرایگو داده تن فروید و یونگ را در قبر لرزونده. فروید دو تقسیم بندی از روان یا سایکی داره. یکی شامل اید Id، ایگو Ego و سوپر ایگو Super Ego است و دیگری نیز شامل خود آگاه Conscious، نیمه خود آگاه Semi Conscious و نا خود آگاه Un Conscious است. این دو دسته بندی یکیش فرآیندی یا محتوایی است و دیگری ساختاری. | ||||||||||||||||||
